حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )

484

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )

رسم قديم : - رسم رسوم : همان آثار هستند و هرچه غير خداست آثار اوست كه از افعال او سرچشمه مىگيرند . رضا : سالك راضى و خشنود است از هر چيز كه از بلا و نعمت از خداوند به دو رسد . در اصطلاح صوفيه عبارت است از رفع كراهت و تحمل مرارت احكام قضا و قدر است . ذو النون مصرى گويد : « رضا شادى دل است به تلخى قضا » « 1 » جنيد گويد : رضا برگرفتن اختيار است . حافظ : رضا بداده بده و ز جبين گره بگشا * كه بر من و تو در اختيار نگشادست مولوى : خامش باش و لا مگو جز آن‌كه حق بخشد مجو * جوشان ز حلواى رضا بر جمره چون پاتيله‌ايى « 2 » بود من و فناى من ! خشم من و رضاى من ! * صدق من و رياى من ! قفل من و كليد من « 3 » حلاج : در عالم رضا اژدهايى است كه آن را يقين خوانند كه اعمال هجده هزار عالم در كلام او چون ذره‌اى است در بيابان . رمس : گور ، قبر ، خاك گور . نفى عين چيزى همراه با اثر آن از دل و اين كار بر اثر توفيق و مجاهده هر دو باشد . رمى حيات دايمه . روح : روح ، راح ، يروح به معنى روان شدن و رفتن . و آن جهت الهى را گويند كه در جسم آدمى دميده شده است يعنى بخشيده شده است . روح حيات : روح ؛ روان ، جان ، آنچه در علم خداوند باشد . جسمى كه لطيف‌تر از آنكه حس شود و تابش خورشيد خداوند است . امر محض است و جبرئيل از امر محض

--> ( 1 ) . فرهنگ اصطلاحات عرفانى ، دكتر جعفر سجادى . ( 2 ) . ديوان شمس ، ج 5 ، ب 25627 . ( 3 ) . همان ، ج 4 ، ب 19273 .